| افغانستان وقتی آرام و آباد میشود که همه اقوام جایگاه برابر پیدا کنند و دولت، دولتِ قوم نباشد، بل دولت بدون قوم باشد و به تمام شهروندان به صورت برابر خدمات ارایه کند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۹:۰۲ ۱۴۰۵/۴/۹ | کد خبر: 200454 | منبع: |
پرینت
|
|
روشنفکران پشتون در یک حالت مخالف طالبان هستند که خودشان بجای طالبان به قدرت برسند.
اما اگر قرار باشد کسانی از تاجیک و هزاره و ازبیک به قدرت برسند، در آن صورت طالبان را بدون تردید، ترجیح میدهند. دلیل بحران افغانستان و سقوط جمهوریت دقیقا همین است.
بلی، شاید گاهی روشنفکران پشتون کسانی مثل رمضان بشر دوست را هم تازمانی که ادعای قومی نداشته باشد، در زبان تایید کنند، اما هرکس ادعای رهبری کشور را داشته باشد و پشتون نباشد، نزد این دوستان به سرعت به خاین تبدیل میشود. خاین کسی است که پشتون نباشد و ادعای رهبری کند. فرقی نمیکند که احمدشاه مسعود و عبدالعلی مزاری باشد، یا فوزیه کوفی و یا رمضان بشر دوست و یا هم جمعه فاتح.
شما پاکترین و صادقترین و دانشمندترین و بیگناهترین شخص از اقوام دیگر را بیارید و او ادعای رهبری کند و حقوق اقوام بگوید، اتومات نزد این وطنداران، به خاین و دزد تبدیل میشود.
افغانستان با یک قوم مدیریت نمیشود. نه با پشتون، نه با تاجیک، نه با هزاره و نه با هیچ قوم دیگر.
افغانستان وقتی آرام و آباد میشود که همه اقوام و همه انسانها جایگاه برابر پیدا کنند و دولت، دولتِ قوم نباشد، بل دولت بدون قوم باشد و به تمام شهروندان به صورت برابر خدمات ارایه کند.
در غیر آن این بزکشی و جنگ و فقر و بحران، تا ابد ادامه خواهد یافت. وقتی ظاهرشاه به قدرت نماند، کس دیگر نیز نمیماند.
نبی ساقی
>>> دو روی یک سکه اند. هردو قوم را بر همه چیز ترجیح میدهند.
>>> به همین دلیل ما میگوییم فدرالیسم بهترین نظام منطبق بر واقعیت قومی ملیتی افغانستان است هر قوم فقط برای قوم و خاک خوداش دل میسوزد دلیلی ندارد یکی بالای دیگری سوار شود این میبایست بیست و پنج سال پیش مجری میشد
>>> بهرحال پشتونهاصلاحیت اداره ی کشور راندارد وشواهدکافی دراین دوقرن گواه است
وباید برای همیشه ازقدرت کناربروند
پشتونهااکثرن گرایشی نزدیک به پاکستان دارن وافغانستان روزگارخوشی را که این قوم درقدرت بودن نداشته
>>> با کمال احترام به نظر و طرز تفکر شما. اما کلیت بخشیدن کاری درستی نیست. ما به مسایل احتماعی و قومی صتحی مینگریم و به جان همدیگر چسپیده ایم. دشمن اصلی را فراموش کردیم. آنهایی که تفرقه قومی لسانی و مذهبی را دامن میزنند از خود ما تیستند. تاریخ منطقه از زمان تجزیه هندوستان ایجاد پاکستان معمای پشتونستان و ....باید مطالعه گردد. هیچ پشتون و یا تاجک به اهلیت و دانش به مقام نرسیده اند بلکه از جانب بیگانگان آورده شده اند. مجاهدین پشتون و تاجک ما در زمان داودخان پاکستان رفتند تربیت شدند و علیه کشور خویش جنگ آغاز کردند. معیار رهبری کشور باید دانش باشد نه بر اساس قومیت. پشتون های امروز سر اقتدار آورده شدند و تاجکانی که قبلآ رهبری مملکت را داشتند اهلیت رهبری ندارند و نه داشتند.
مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است