جنجال لهجه‌ها، تفاوت‌ لهجه‌ در چیست؟
چیزی که یک لهجه را از لهجه دیگر جدا می‌کند اولا تفاوت جزئی است و ثانیا در گفتار است نه در نوشتار و ثالثا بیشتر در نظام آوایی است 
تاریخ انتشار:   ۱۰:۲۹    ۱۴۰۵/۵/۲ کد خبر: 200590 منبع: پرینت

۱- لهجه‌های یک زبان، همه به زبان واحد متعلق هستند، لذا کم و بیش مثل هم‌اند و تفاوت‌های‌شان جزئی است. اگر لهجه‌ها خیلی متفاوت می‌بودند و برای لهجه دیگر قابل فهم نمی‌بودند، زبان بودند.

۲- شکل نوشتاری و ادبی همه لهجه‌ها کم و بیش یکی است. یا اینکه همه تقریبا از شکل نوشتاری واحد استفاده می‌کنند، لذا تفاوت بیشتر در گفتار است تا به نوشتار.

۳- لهجه‌ها در سه بخش عمده تفاوت جزئی دارند: در نظام آوایی، در نظام واژگانی و احیانا در ساختار نحوی.
تفاوت در نظام آوایی مثلا "اَو" بجای "آب" یا "خِسرو" بجای "خُسرو" یا "دیل" بجای "دل" یا "جَمی" بجای "جامی" یا "شار" بجای "شهر" یا "سفید و سبید و سبیت" بجای "سپید".
تفاوت در نظام واژگانی مثلا داس، منگال یا قادُر که سه واژه جداگانه برای یک مفهوم است و هر لهجه یکی را استفاده می‌کند. همین طور مثلا عمو، کاکا و تاته. یا بافچه، بابا، بَکَلَه.
تفاوت در ساختار نحوی مثلا "نان می‌خورم" یا "نان خورده رایستم."

۴- چیزی که یک لهجه را از لهجه دیگر جدا می‌کند اولا تفاوت جزئی است و ثانیا در گفتار است نه در نوشتار و ثالثا بیشتر در نظام آوایی است.

۵- مثلا کلمه دل در همه لهجه‌های فارسی هست. اما یک لهجه، دِل تلفظ می‌کند، یکی دُل و یکی مثلا دیل. تفاوت لهجه همین است. حالا اگر کسی در بحث وارد نباشد، می‌بیند همه دل می‌گوید، لذا نتیجه می‌گیرد که هیچ فرقی ندارد و همه دل می‌گوید. ولی فرق جزئی در همان آوا است و در تلفظِ مکسور یا مضموم. یا کلمه خانه که در لهجه‌های مختلف به صورت خانه، یا خونه یا خَنَه تلفظ می‌شود
یا طور مثال کلمه "نمی‌کند" در همه لهجه‌ها هست ولی با ساختار آوایی متفاوت. یکی می‌گوید، نمی‌کنه، یکی می‌گوید نَم‌کُنه یکی می‌گوید نمونه، یکی می‌گوید نمینه، یکی می‌گوید نه نه. خود جزء دوم واژه یعنی "کند/کنه" نیز گاهی مکسور یا مضموم می‌شود.
ولی در نوشتن همه به صورت واحد می‌نویسند.
یا کلمه نان در همه لهجه‌ها هست. ولی یکی نان تلفظ می‌کند، یکی نون و یکی نُن. اینجاست که بحث لهجه مطرح می‌شود.

۶- تفاوت در نظام واژگانی نیز در لهجه‌ها هست اما کمتر از تفاوت آوایی اهمیت دارد چرا که در نوشتار خود را کمتر نشان می‌دهد و لذا تفاوت‌ها چندان دیده نمی‌شود. مثلا جنانکه اشاره شد آله‌ای که با آن درو می‌کنند به صورت ادبی و نوشتاری داس است. اما لهجه‌های مختلف آن را داس یا منگال یا قادُر یا چیز دیگر می‌گویند. این یعنی برای مفهوم واحد واژگان متفاوت وجود دارد هرچند همه واژه ادبی و رسمی آن را که داس باشد می‌شناسند. یا مثلا برادرِ مادر، در برخی لهجه‌ها خالو/خلو، در برخی ماما و در برخی نغه‌چی گفته می‌شود.

۷- تفاوت در ساختار نحوی در لهجه‌ها نیز وجود دارد اما بسیار نادر و کم. مثل همان "نان می‌خورم" یا "نان خورده رایستم" یا "دارم نان می‌خورم".
یا مثلا " فردا خواهم آمد" یا " فردا خواهد آمدم" یا "تا شب کجا خواهیم رسید؟" یا "تا شب کجا خواهد رسیدیم؟"
من صورت ادبی این ساختارها را نوشتم ولی لهجه‌ها آن را به صورت لهجه‌ای تلفظ می‌کنند. مثلا بجای امشب کجا خواهیم رسید در لهجه تیمنی در غور می‌گویند "امشو کجا بُخواه رسیدیم؟" در حالی که در لهجه کابل می‌گویند "امشو کجا خوات رسیدیم؟"

۸- تفاوت‌های جزئی‌تری در درون یک لهجه نیز وجود دارد که برخی‌ها آن را گویش می‌گویند. اینکه گویش چیست و لهجه چیست بحث جنجالی است و من اینجا وارد آن نمی‌شوم. من همین تفاوت‌هایی را که در بالا شرح دادم لهجه می‌گویم. شما می‌توانید گویش بگویید‌. منظور همین تفاوت‌های جزیی در درون یک زبان است حالا نامش هرچه باشد.

۹- تمام لهجه‌ها مهم هستند. هیج لهجه از دیگری برتر یا فروتر نیست. لهجه‌های پایتخت‌ها که تصادفا پایتخت شده‌اند نزد مردم کمی باکلاس به نظر می‌رسد اما از نظر زبان‌شناسی همه یکی هستند و همه سرمایه و غنای یک زبان هستند.

نبی ساقی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
لهجه‌ها زبان
زبان شناسان
نظرات بینندگان:

>>>   لالام جان نوشته کردی لهجه پایتخت ها ، برای من که هفت پشت کابلی اصیل هستم فرق لهجه کابلی با سایر زیاد است

>>>   طوطی ها پنجاه میلیون سال قبل از بمیان آمدن انسانها در روی زمین وجود داشتند. این پرنده ها نظر به ساختمان منقار شان و همچنان نظر به ساختاری در درون شش هایشان،میتوانند بطور کوتاه صداها و وازه ها و جملات کوتاه را تکرار کنند.
هنگامی که هنوز انسان در روی دنیا وجود نداشت،این پرنده ها صدا های محیط اطراف شان را و همچنان صدا های حیوانات را تقلید میکردند.
بعد از آن که میلیون سال قبل انسان در روی زمین بوجود آمد،انسانهای اولیه نیز از تقلید صدا های محیط اطراف شان و صدای حیوانات و پرنده ها،منجمله طوطی ها،اول برای خود واژه ها ساختند و بعداً از ترکیب این واژه ها جملات و آهسته،آهسته از ترکیب جملات متون و قصه ها و داستان ها و بدبنصورت زبان بمیان آمد و طی مهاجرت هایشان ار قاره افریقا که محل پیدایش آنها بود، به اطراف و اکناف جهان،ازین زبان های اولیه. زبانهای مختلف دیگر بوجود آمد که تعداد شان به هراران و شاید هم بیشتر باشد،بمیان آمد.
اما به مرور زمان با پیشرفت های علمی در دنیا و تشکیل امپراطوری ها و مراکز علم و دانش و پیشرفت و تخنیک و تکنالوزی،یک تعداد زبان ها و لهجه ها تحت تأثیر قرار گرفتند و از بین رفتند و این پروسه دوام دارد و در آینده نیز زبان های کمتری وجود خواهد داشت و با پیشرفت تخنیک و تکنالوژی شاید انسانها بطور تیلی پاتی با یکدیگر ارتباط بگیرند و ازین طریق،بدون آن که حرف بزنند،مرام و مقاصد خوبش را به شکل داده های مغزی با یکدیگر انتقال بدهند و با یکدیگر افهام و تفهیم کنند.
در اول انسان ها با پیشرفت تخنیک و تکنالوزی به شکل نیمه میخانیکی و نیمه بیولوژیکی خواهند شد. اما چون بخش بیولوژیکی آن که ار حجرات تشکیل شده اند،بمرور زمان پیر میشوند و دیگر انقسام حجرات و تولید حجرات جدید صورت نمیگیرد و باز سازی نمیشوند و از بین میروند.بناً انسانها شاید مکمل به یک روبات میخانیکی تبدیل شوند و این ربات های میخانیکی نیز در نبود انسان های طبیعی که در خدمت آنها بودند،دیگر به تولید خویش ادامه نمیدهند و در نتیجه عصر انسان و روبات ها و ماشین ها و هوش مصنوعی نیز پایان می یابد و جهان به حالت طبیعی میلیون سال قبل،یعنی قبل از بوجود اًمدن انسان ها تبدیل میشود.
انسان یگانه موجود زنده در روی زمین نیست که بمیان آمده است و نسل آن از بین میرود. در طول سه و نیم ملیارد سال موجودیت حیات در روی زمین،حدود صد ملیارد نوع زنده جان در روی زمین بمیان آمده است و نسل شان از بین رفته است و حالا حدود سی میلیون نوع آن وجود دارد که اینها هم بمرور زمان از بین میروند و موجودات زنده جدید جایشان را میگیرد.
تا وقتی که آفتاب برای زمین انرژی میدهد،این پروسه دوام دارد.
با ختم تعامل هستوی در داخل آفتاب قشر بیرونی آفتاب انبساط میکند و اول سیاره ناهید را میبلعد و بعداً زهره را.
امکان این که زمین را هم ببلعد،وجود دارد و اگر هم نبلعد،درجه حرارت روی زمین به صد ها درجه سانتی گراد میرسد که دیگر حیات در روی زمین وجود نخواهد داشت و به یک سیاره غیر زنده مانند سایر سیارات نظام شمس تبدیل خواهد شد.
البته این پروسه طی صدها میلیون سال و شاید هم ملیارد سال صورت بگیرد.

>>>   برای من لحجه مهم نیست یا هفت نسل که لالام جان در کابل است یا در دشت برچی لالام جان بوده برای من تمام لحجه های افغانستان شیرین به یاد ماندنی دوست داشتنی است از هرات باستان بگیر که بجست بیا یا هزارگی مورم یا هلمندی درت توایم نامی بچه ی یا جلااباد مونگ یا کوجری یا پشی یا اوزبکی یا ترکمنی یا پامیری یا فارسی دری برای من همه شیرین دوست داشتنی است این گویش ها برای مثل گل های رنگارنگ ثبیعت افغانستان است یا مثل نقش یک قالین است

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است