| تاریخ انتشار: ۱۰:۴۹ ۱۴۰۵/۵/۳ | کد خبر: 200598 | منبع: |
پرینت
|
|
در افغانستان، یکی از خطرناکترین اشتباهات رایج این است که هرگاه کسی عملکرد یک سیاستمدار، حکومت یا جریان سیاسی را نقد کند، فوراً به «تعصب قومی» متهم میشود، اين موضوع با تاسف بيشترينه سوژه خوب براي يكعده كاربران رسانه هاي اجتماعي ميشود، كه در كمين نشسته تا نقد سياسي و مسؤولانه را به اختلافات اتنيكي وقومي نسبت داده و در همچو فضاي ملتهب سياسي و اجتماعي به دوري ها و اختلافات دامن زده و در غايت تلاش مي نمايد تا خود را زیر نام «آزادی بیان» پنهان كند.
به پندارم اگر یک سیاستمدار از قوم خاصی باشد و عملکرد او مورد انتقاد قرار گیرد، این بهخودیخود و بي ترديد، دشمنی با آن قوم نیست، زيرا اين امر بديهي است كه يكفرد نمایندهٔ تمام قوم خود نیست؛ همانگونه که شکست یا خیانت یک سیاستمدار را نمیتوان به حساب تمام مردم همتبار او گذاشت.
به گونه مثال اگر کسی بگوید: این مقام به دلیل فساد، ناکارآمدی، استبداد یا تصمیمهای نادرست باید پاسخگو باشد» این نقد سیاسی است.اما اگر گفته شود: «تمام افراد فلان قوم فاسد، خاین یا دشمن افغانستان هستند» این دیگر نقد سیاسی نیست؛ بلکه دشمنی قومی و نفرتپراکنی است.
متأسفانه برخی افراد، برای فرار از پاسخگویی، هر انتقادی را قومی جلوه میدهند. اگر از عملکرد آنان انتقاد شود، میگویند: «به قوم ما توهین شد!» در حالی که نقد یک فرد، نقد تمام قوم او نیست.
از سوی دیگر، عدهای نیز با استفاده از رفتار یک فرد یا یک گروه سیاسی، تمام یک قوم را متهم میکنند. این نیز بیعدالتی و تعصب است.
بايست اذعان داشت كه هیچ قومی معصوم نیست و هیچ قومی ذاتاً خاین یا دشمن نیست.
در میان هر قوم از اقوام كشور عزيز انسانهای شایسته و ناشایست، عادل و ظالم،صادق و فاسد وجود دارند. بنابراین، معیار قضاوت باید عملکرد انسانها باشد، نه قوم، زبان و تبار آنان، اگر کسی از قومگرایی انتقاد میکند، الزاماً دشمن آن قوم نیست. اگر کسی از تبعیض انتقاد میکند، الزاماً متعصب نیست.
اگر فردي عملکرد یک رهبر قومی را نقد میکند، الزاماً با تمام آن قوم دشمنی ندارد و اگر کسی از حقوق یک قوم دفاع میکند، این نیز به خودی خود به معنای دشمنی با اقوام دیگر نیست.
در واقع مشکل از جایی آغاز میشودکه قوم جای حقیقت را بگیرد و افراد بهجای دفاع از عدالت، تنها به دلیل هم تباري از هر عملکردی دفاع کنند؛ یا بهجای نقد یک فرد، تمام یک قوم را محکوم نمایند.
افغانستان به نقد نیاز دارد؛ نقد حکومت، نقد رهبران، نقد احزاب، نقد سیاستهای نادرست، نقد فرهنگ و سنن متحجر و ناپسند، نقد گذشته هاي تأريخيّ و نظام هاي سياسي كه باعث مصايب و آلام كشور شدند اما افغانستان به نفرتپراکنی، توهین قومی و دشمنسازی نياز ندارد و اين به سود هيچ گروه قومي و سياسي نبوده و نخواهد بود.
عبدالاحمد فیض
>>> ما یک مردمی هستیم که هنوز به شکل قوم طایفه قبیله زندگی میکنیم گذر از قوم و قبیله به شهروند هنوز اتفاق نیافتاده پس اول قوم من بعد قبیله من این حقیقت را باید بپذیریم افغانستان شهروند ندارد اعضای قوم و قبیله دارد
>>> 💯👈👈البته بدون هویت داشتن یا بدون هویت واقعی/مستقل، نقد پذیری یکدیگر محال است و ناحل.
>>> با نظر دهنده اول کامل موافق استم مردم ما مانند مردم هزار سال پیش زندگی میکنند و شاید حتی بدتر.
چی دلیلی وجود دارد که ما وزارت اقوام و قبایل داشته باشیم آن هم د قرن بیست و یکم؟ وقتی به دولت توجه کنید به ساختار نظامی و امنیتی و سیاسی و... تمام ای ارکان تک قومی استند ما ایره خوب میفامیم که نظام تک قومی هرگز موفق نبوده و نخواهد بود لیک برخی از مردممان از آن حمایت میکنند. شما به پاکستان و به ایران و ترکیه نگاه کنید هیچ اختلافی بین اقوام وجود ندارد در اردوی پاکستان نیرو های پشتون و بلوچ حق عضویت دارند و میتوانند به مراتب بالا برسند و حتی قومیت هزاره در پاکستان که یک بخش بسیار کوچک شاید کمتر از پنج فیصد پاکستان ره تشکیل میدهد هم فرمانده نظامی داشت و همچنان اعضای زیادی نسبت به جمعیتشان در دولت پاکستان دارند یا حتی هند که اینهمه با مسلمانان میگویند بد است مسلمانان حق عضویت د اردو را دارند آمریکا که میگویند نژاد پرست استند فکر نکنم ایرقم باشد شما سیاه پوست ها و سرخ پوست های زیادی ره به دولت آمریکا میبینید همچنان آنها از تمام حقوق که سفید پوست ها دارند به طور مساوی برخوردار استند.
در آخر چیزی که وجود دارد برای گفتن ای است که افغانستان از تمام کشور های جهان عقب افتاده تر است و د ای بین از لحاظ فکری و جامعه پذیری و قبول یکدیگر بسیار عقب افتاده است و با چنین جامعه ای حتی اگر دوصد سال هم بگذره افغانستان آباد نمیشود ، آزاد نمیشود ، ثروتمند و قدرتمند هم نمیشود.