| تاریخ انتشار: ۱۰:۳۲ ۱۴۰۵/۵/۹ | کد خبر: 200630 | منبع: |
پرینت
|
|
میان ورود نیروهای شوروی و آمریکا سه تفاوت عمده وجود داشت:
یکی اینکه شوروی در کشورهای مسلماننشین آسیای میانه وقتی آمده بود، دیگر بیرون نشده بود و آنها را بخشی از اتحاد جماهیر شوروی ساخته بود. این مساله در افغانستان نیز به همین معنا تفسیر شد و مردم احساس کردند دین و فرهنگ و هویتشان در خطر است و افغانستان بخشی از شوروی میشود. خود کمونیسم نیز با فلسفه ماتریالیستی در افواه عامه ضد دین تلقی میشد و با آمریکای سکولار که خود را به آزادی ادیان معتقد اعلام میکرد تفاوت داشت.
نکته دوم آگاهی عمومی بود. مردم در زمان ورود شوروی از نظر آگاهی و سواد و سواد رسانهای در حالت بسیار متفاوتی قرار داشتند. به طور نمونه هزارهها در دوران هجوم شوروی، تقریبا به صورت کامل در صف جهاد برخاستند. سایر اقوام نیز همین طور. اما در زمان ورود آمریکا حتا یک هزاره هم مخالفت نکرد و به کوه بالا نشد. در میان تاجیکان و ازبیکان نیز کم و بیش در اوایل همین طور بود.
نکته سوم، مساله ایدئولوژی اخوانیزم و ولایت فقیه بود. دوران هجوم شوروی با اوج تحرکات افکار سید قطب و دکتر شریعتی مواجه بود و انقلاب و اخوانیگری جاذبه و کشش بسیار داشت. اما در زمان آمدن آمریکا هم اخوانیت و هم ولایت فقیه و حتا افکار دکتر شریعتی در جامعه نخ نما بود و مردم از آنها خسته شده بودند. طبیعی بود که چنین وضعیتی اتفاق بیفتد.
در جامعه پشتون اما، هم انگیزه دینی در جامعه علیه خارجیها مطرح بود و هم انگیزه مخالفت با اقوام غیر پشتون که بعد از آمدن آمریکا گفته میشد به قدرت رسیده اند. این دو انگیزه پوتانشیلی شد برای بسیج مردم در میان پشتونها.
نبی ساقی
>>> شوروی در کشورهای آسیای میانه ورود کرد و از اقوام وحشی آن ملیت های متمدن ساخت اما افغانستان فرق داشت چون اصولا میدان تمدن ستیزی و تمدن شد سقوط دولت سوسیالیستی افغانستان سقوط یک حکومت نبود سقوط تمدن بود و پیروزی تروریسم
>>> افغان ها عموما مردمی تمدن ستیز و فرهنگ ستیز هستند جامعه ای که هنوز نمیخواهد قبول کند زن هم آدمیزاد محسوب میشود پنج ده سال پیش وی بوده همه آنچه مبارزه با شوروی و دولت سوسیالیستی افغانستان بود را در سرک و خیابان تمدن ستیزی سنتی جامعه افغان توجیح میشود شوروی با دعوت رسمی حکومت قانونی افغانستان ، وقتی وارد افغانستان شد که تروریست آن داعشی اخوانی القاعده ای به جان و مال و ناموس مردم با پشتیبانی آمریکا افتاده بودند
>>> ۲۵۰ سال ظلم وبربریت قوم پشتون افغانستان را به عصر حجر برده است ورنه افغانستان بزرگتربن پوتانشیل پیشرفت وترقی را دارد ۵۰۰۰ سال قدامت وتاریخ وتمدن درین کشور هست که حتی در امریکا واروپا نبوده ولی حیف که این قوم خ ب ی ث پشتون کشور ما را به گروگان گرفته وبه سوی تباهی وبد بختی کشور را سوق کرده اند.
آریا از جرمنی
>>> هزاره ها و ساير اقوام غیر پشتون از هر فرصت، ولو همکاری با اجانب کافرباشد، استفاده نمودند و مینمایند، تا بر سر قدرت ایند ، مسله عقاید دینی خاصتن برای اهل تشیع در همچو یک مرحله به یک مسله فرعی تبدیل می شود، البته در مورد پشتون ها این مسله فرق می نماید، برای انها مقابله با متجاوز، از هر طرف که باشد، یک وجیبه دینی است،
شوروی با عقاید الحادی خود تنها کوشش در بیدین ساختن مسلمانان می نمودند، شما از کدام تمدن ایجاد شده توسط شورویان در آسیای میانه صحبت می نمایید؟ رفتار شوروی با کشورهای مسلمان نشین آسیای میانه، به تناسب رفتار در یوکراین بلاروس تفاوت زیاد داشت، بعد از سقوط شوروی و ازادی کشورهای آسیای میانه هیچ نوع صنایع سنگین درین کشورها به نظر نمیرسید !اگر ترویج رقص و پایکوبی تاجکان را دال بر تمدن سازی روس ها میدانید، حق بجانب استید !
دولت کمونیستی تره کي- امین باالاثر کودتای حمایت شده توسط روس ها بوجود آمده بود، و هیچ نوع مشروعیت نداشت، و حق هم نداشت که از شوروی دعوت به تجاوز نماید!
قیام علیه شوروی کار چند گروه بی اهمیت نبود، بلکه مقاومت مردم و توده ها علیه متجاوز خارجی بود، که بلاخره کامیاب هم شد و شوروی در مقابل اراده مردم افغانستان ایستادگی نتوانسته و شکست خورده فرار نمود !
اگر قوم پشتون کدام خدمتي ننموده است، قوم تاجک با گرفتن قدرت در سال ۷۱ میتوانست افغانستان را به سرمنزل مقصود برساند، ولی بدبختانه این دوره ٤،٥ ساله بدترین دور تاریخ کشور بود، تاجکان توان اداره و دولتداري را نداشتند وندارند!