پاکستان در برابر پشتون‌ گرایی فرامرزی
برکناری حاکم پشتون‌ تبار صوبه سرحد، لغو اختیارات مسوولان محلی و ورود مستقیم ارتش به اداره این مناطق، نه یک اقدام اداری؛ بلکه سیلی‌ سنگینی سیاسی است 
تاریخ انتشار:   ۲۲:۰۳    ۱۴۰۵/۷/۲۱ کد خبر: 201078 منبع: پرینت

پاکستان در برابر پشتون‌ گرایی فرامرزی؛ آغاز یک تسویه‌ حساب تاریخی؛
تسویه‌ حسابی که سایه‌ اش بر هفتاد و چند سال مناسبات قومی و سیاسی این کشور سنگینی می‌کند.
از زمان استقلال پاکستان در ۱۹۴۷ تا امروز، هیچ‌ گاه دولت این کشور چنین شدت عملی را در برابر بخش‌هایی از جامعه‌ی پشتون نشان نداده بود.
پشتون‌ها؛ به‌ ویژه جریان‌های اسلام‌ گرای آنان که سال‌ها ستون کمکی ارتش پاکستان در دو جنگ کشمیر بودند و همین نقش، برایشان احترام و جایگاهی ویژه نزد ارتش و نخبگان پنجاب رقم زده بود.
اما حالا ورق برگشته است.

سه دهه سرمایه‌ گذاری بر طالبان، تحمل هزینه‌های سنگین سیاسی و بین‌المللی و سپس بازگرداندن این گروه به قدرت در افغانستان‌ در سال ۲۰۲۱ قرار بود برای اسلام‌ آباد یک پیروزی راهبردی باشد؛ اما طالبان برخلاف انتظار، دست دوستی به سوی هند؛ دشمن دیرینه و راهبردی پاکستان دراز کردند؛ و این چرخش، برای پاکستان از هیچ زاویه‌ای قابل‌تحمل نبوده و نیست.
برکناری حاکم پشتون‌ تبار صوبه سرحد، لغو اختیارات مسوولان محلی در مناطق پشتون‌ نشین و ورود مستقیم ارتش به اداره ای این مناطق، نه یک اقدام اداری؛ بلکه سیلی‌ سنگینی سیاسی است؛ ضربه‌ای به جایگاه تاریخی پشتون‌ها در ساختار قدرت پاکستان. چنین تصمیمی بدون چراغ سبز عربستان سعودی و ایالات متحده بعید به نظر می رسد؛ و همین امر نشان می‌دهد که شاید این تنها آغاز یک پروژه ای بزرگ‌تر باشد.

در روزهای آینده، احتمالاً فشار بر جریان‌های افراطی و هواداران «لوی افغانستان» در پاکستان شدت خواهد گرفت.
ارتش پاکستان که از توان گسترده‌ای نظامی و امنیتی برخوردار است و اجازه نخواهد داد پیوندهای قومی میان پشتون‌های دو سوی مرز بین المللی دیورند به تهدیدی برای امنیت ملی این کشور بدل شود.
افزایش بازداشت‌ ها؛ به‌ ویژه هواداران عمران خان پشتون‌ تبار که او را رهبر طالبان پاکستانی می‌دانند، تشدید کنترل‌های مرزی، محدودیت رفت‌ و آمد میان مناطق پشتون‌ نشین و بازداشت روحانیان نزدیک به طالبان، از پیامدهای محتمل این سیاست خواهد بود.
حتی احتمال دارد نیروهای رادیکال‌تر اسلامی تقویت شوند تا پروژه‌ای سرنگونی طالبان در افغانستان را سریعتر پیش ببرند.
این اقدام ارتش پاکستان، سیلی دیگری نیز هست؛ سیلی بر چهره‌ای زلمی خلیل‌زاد، حامد کرزی و عمران خان؛ سه چهره‌ای پشتون‌ گرایی در منطقه که سال‌ هاست حامی طالبان و ترویج کننده ای اصلی ایده ای «لوی افغانستان» بودند و از این رهگذر، مصیبت‌های بی‌ شماری بر مردم پاکستان و اقوام غیر افغان افغانستان وارد کرده اند. بعید نیست که پس از این، با این ها نیز با مشت آهنین برخورد صورت گیرد.

پیامد دیگر این تغییر رویکرد، تضعیف پشتوانه‌ی منطقه‌ای طالبان و محدود شدن حمایت‌های نهادی از جریان‌ های همسو با آنان است؛ تحولی که می‌تواند برای اقوام غیر پشتون افغانستان و نیروهای مخالف طالبان، فرصتی تازه برای بازنگری در راهبردهای سیاسی و سازمان‌ دهی نیروهای شان فراهم سازد.
در چنین وضعیتی، اصطلاح سیاسی که «دشمن دشمن من، دوست من است» مصداق پیدا می کند؛ هرچند باید توجه داشت که هم‌ سویی منافع در یک مقطع، الزاماً به معنای اتحاد پایدار و راهبردی نیست و پاکستان با محور مقاومت افغانستان به چنین نگاهی نخواهند رسید و نگاه هردو طرف بیشتر یک نگاه تاکتیکی است تا یک نگاه راهبردی.
با این همه، سرکوب عقبه ای جبهه ای دشمن، در هر زمان و هر فرصت، غنیمتی است که باید از آن بهره برد.

جلالی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
پاکستان
پشتون گرایی
نظرات بینندگان:

>>>   آقای جلالی نظر و فکر سیاسی اش مثل کودکانه واری است به کودک بگو عروسی یا شیرنی خوری است یک هفته از قبل خوش حالی و رقص و چکچکی می‌پردازد وقت بچه دیگر بیاید خوشحالی پسر بچه که یک هفته قبل خود را برای این خوشحالی آمده کرده بودن حال از در خانه اش نمی تواند بیاید بیرون من که میگم آقای جلالی سواد درست حسابی سیاسی و نظامی ندارد اگر هم داشته باشد کدام تکلیف اعصاب روان مغز دارد نمی تواند مثله درست ارزیابی کند مثل کودک فوری حس کودکانه ش گل میکند آقای جلالی آن چنان کودکانه صر سری بیان میکند انگار پشتون خواه به اندازه بدخشان افغانستان است یا پنجشیر یا بامیان آقای جلالی مشکل پاکستان از قبل بیشتر و تازه شروع شد مردم بلوچستان پاکستان از قبل با پاکستان در حال جنگ بود حال پشتون خواه سوبه سرحد بهش اضافه شد حال پاکستان برای سقوط تجزیه از هر زمان نزدیک تر شد دختر شهاز شریف چن وقت پیش در اسلام آباد پاکستان گفت ما باید پنجاب و شهرهای پنجابی ها را دیوار کشی امنیتی کنیم باز یک جای خوش حالی دارد چون شما همراه این ها هم نظر و مشاوره میدهید چون شما فکر تان سیاست تان پیش گیری 10 یا 20 سال نمی توانید بکنید فکر شما حامون روز که اتفقا افتاد فرادای آن روز تحلیل میکنید در حال حاضر پاکستان گوری خود را کند 1 پیمان امنیتی با ترکیه و عربستان از این بر با ارتش آزاد بلوچستان از این طرف به پشتوان خواه این یعنی چی این یعنی دست پا زدن در منجلاب و باتلاق که بیشتر برای غرق شدن خود را آمده میکند آقای جلالی یک فکر بکنید حال یک نظر تو میخواهم بشنوم آیا قوم هزاره در برابر دولت فعلی چقدر می‌بینید حال در افغانستان جواب قوم هزاره پیدا نمیشه حال یک نظر به پاکستان بنداز که در برابر پشتوان خواه و ارتش آزادی بخش بلوچستان خلاصه گپ آقای جلالی تو کی اصلا دانش و فکری سیاسی نداری تو هر وقت اتفاق افتاد بعد تو تحلیل میکنی تو برای جناه و هر گروه از سم و از دشمن مهلک تر و سمی تر است سیل بین امارت و جمهوریت

>>>   برادرم این لربر خواهی جواب نداده جواب نمی دهید افغانستان همین لربر خواهی نابود کرده پاکستان هر قدر ناتوان شوه باز هم بالای افغانستان قوی است از هر نگاه

>>>   پشتون های پاکستان ایا میخواهد با افغانستان یکجا شود!؟!؟نانسی پری افغانستان شناس امریکا میگوید ،
تحت اداره پاکستان فعلی در حدود ۵۵ میلیون پشتون زندگی میکند، پشتونها در پاکستان در برابر افغانستان به سه حوزه و سه نظریه متفاوت تقسیم شده است،
۱- پشتون های پشاور وشهرهای دیگر نزدیک به مرکز که بیشترین افراد باسواد پشتون های پاکستان را تشکیل میدهند و حزب عمران خان در انتخابات بیشترین اعضا را در این حوزه دارد میگوید به دلیل بیشتر بودن نفوس پشتون های با سواد پاکستان از همه نفوس پشتونهای افغانستان، اگر افغانستان میخواهد پشاور عضو افغانستان شود ، باید پشاور پایتخت افغانستان باشد و ما افغانستان را از اینجا اداره کنیم.
۲- پشتون های کویته که محمود خان اچکزی یکی از رهبران مادام العمر این حوزه است میگویند کویته بهتر است جز پاکستان باشد به دلیل ازادی های بیشتر در پاکستان ، اما بین کویته و افغانستان مرز نباشد تا ما از امتیازات هر دو کشور استفاده کنیم و مردم بدون ویزا و پاسپورت به هر دو کشور رفت و امد و تجارت کند.
۳- پشتون های وزیرستانی که بیشترین انها متاسفانه بی سواد و در طول تاریخ از جمله محروم ترین ملت های روی زمین نگهداشته شده است ، منطور پشتین ،محسن داور و علی وزیر از جمله رهبران جنبشی این حوزه میباشد در برابر افغانستان نظر متفاوت دارد، این حوزه ترجحا میخواهد که وزیرستان یک حوزه ازاد باشد که نه عضو پاکستان باشد و نه عضو افغانستان ، البته در صورتیکه ازادی این حوزه از پاکستان ممکن نباشد حتی رهبران این حوزه میخواهد جز افغانستان شود در صورتیکه مجال برای مشارکت سیاسی به انها داده شود.
اما خواست پستون های باسواد یا همان حوزه پشاور طی چهل سال اخیر در افغانستان تقریبا عملی شده است، حاکمیت طالبان و تطبیق نظریات ملاهای حوزه پشاور در بخش حکومتداری و اداره افغانستان تا حد زیاد موفقانه عملی شده است .
اقبال صادقی


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است