جمع آوری کتابهای فارسی و ایرانی از کابل
 
تاریخ انتشار:   ۱۸:۴۵    ۱۴۰۵/۷/۲۷ کد خبر: 201117 منبع: پرینت

وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان از جمع‌آوری صدها عنوان کتاب از بازارهای کشور خبر می‌دهد.
به‌گزارش این وزارت، کمیسیون ارزیابی کتاب، این اثرها را به‌دلیل مغایرت با سیاست، ارزش‌ها و اصول تعیین‌شده جمع‌آوری کرده است.

سخنگوی وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان می‌افزاید که در یک سال گذشته، از چاپ ده‌ها عنوان کتاب دیگر نیز به‌دلیل رعایت‌نشدن معیارهای نگارش و محتوا و مقرره‌های حق نشر پیش‌گیری شده است.
خبیب غفران، سخنگوی وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان گفت: «کمیسیون ارزیابی کتاب بر اساس معیارهای مختلف که از جمله اصول نگارش، نوشتاری، چگونگی انتخاب محتوا و نوعیت آن و فیصدی کاپی‌رایت از دیگر کتب‌ها، بعد از آن مجوز برای چاپ کتب صادر می‌کند.»

گزارش های مردمی حکایت از آن دارد که کتابهای مرتبط با فرهنگ فارسی، کتب آموزشی فارسی و کلیه کتابهای ایرانی از کتاب فروشی های کابل جمع آوری شده است.

کد (۵)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
کتب فارسی
کتب ایرانی
نظرات بینندگان:

>>>   بگذار بکنند با این راه که اینها در پیش گرفته آند باز هم کنفرانس بن در کار خواهد بود

>>>   خخخ
جماعت ...طالب فکرمی کند بااین رفتارهای احمقانه وسخنان سخیف و جاهلانه واین جملات که مغایرباارزش هاس دراصل منطورشان معایرباارزش های متعصبانه وخنده دار طالب این کتابها توقف چاپ وجمع اورز میشوند
مردم افغانستان بخوبی سیاست طالبان را که پشتون سازی وترویج تفکرات سلفیس اگاه اند وانشالله بایاری خداوند طالبان به زباله دان تاریخ خواهد پیوست

>>>   زبان فارسی در دل ما مردم است کتابها را جمع کردید با دل وجان ما چی می کنید که مالامال از عشق ودلدادگی به زبان فارسی است
مولوی صدها سال پیش سروده
مسلمانان مسلمانان به کوی او سپاریدم
بر آن خاکم بخسپانید زان خاک است بینایی
مسلمانان مسلمانان زبان پارسی گویم
که نبود شرط در جمعی شکر خوردن به تنهایی

مولوی فارسی را زبان ذوق و چَشِش و کَشِش نیز می‌داند:
پارسی گوییم، یعنی این کَشِش / زان طَرَف آید که آمد آن چَشِش
چشم هر قومی به سویی مانده است / کان طرف یک روز، ذوقی رانده است

>>>   فارسی،فرهنگ و آیین و نشان پارسی ست
آنچه از توفان و از باران نمی یابد گزند
کاخ فردوسی،خدای شاعران پارسی ست
بر سر یاران افغان و بلوچ آذری
شاخ پر بار زبان پرتوان پارسی ست
وحدت کرد و لر و تاجیک در ایران زمین
از زبان مشترک با دودمان پارسی ست
گرچه گوید همدلی از همزبانی خوشتر است
این زبان حبل المتین همدلان پارسی ست
این زبان مادری همچون نشانی از پدر
خار چشم ناتوان دشمنان پارسی ست
واژگانش در هجوم گویش بیگانگان
پاسدار گویش گویندگان پارسی ست

>>>   این نظر دهنده ها چی میگن و سنگ که به سینه میزند وقت های نوکری رفتن با نوکر ها افغانستان که جمعه بازار نیست هرکس ناکس بازارش فهن کند حال در افغانستان دولت آمده هرکی سد معبر کند هم گاری اش هم اسبابش میبرند هی شعر بگوید اگر راست میگین بروید افغانستان که ازدهانتان جوال جور میکند یا نا به اولی باز میخواهی زیر سایه آشغال گران بروت تان تاب بدهید نی بچیم این طالب که من دیدیم باز همه را بگیل میکند که حامین تور بگیل کردن

>>>   از نوشته ات معلوم دار است دل پر خونی داری اما برایت بگویم بچم تا روزگار برقرار است ونفسی می آید ما فارسی زبانان رهرو بزرگانی مانند مولوی بلخی وعطار و فردوسی استیم
سنگ نفری هم به سینه نمی زنیم که سینه ای داریم مالامال از غم واندوه چی خیال کردی باخودت؟ که چون از زبان فارسی گفتیم طرف احمد ومحمود استیم؟ نی برادر جان برایت می گویم که وطن عزیزمان افغانستان است وتا جان داریم برایش جان خواهیم داد اگر چه روزگار سختی است و گرسنگی و وحشت از بیدادگران برایمان زندگی نگذاشته است اما امید دارم که روزی وطن ما هم گلشن شود و وطنداران چه در داخل وچه در غربت یک زندگی معمولی اما بدور از ترس و وحشت داشته باشند.
از پروردگار هم برای شما آرزوی سلامت دارم وبرای اطلاع رسانی خدمت سرور عزیزم عرض می کنم که مه در همین جا استم در کشور عزیزم افغانستان ودر شهر زیبای هرات باستان روزگار سپری می کنم وبه جان شما دعا می کنم زیاده عرضی نیست به چز آرزوی خوشی وسلامت برای شما... انشاءالله روزهای خوب هم در راه است

من نه تاجیکم نه پشتون، نی هزاره نه ز ترکم
نی ز ازبک، نه بلوچم نی ز ایماق سترگم
من به مذهب نی ز سنی، نی ز شیعه، نه ز سیکم
نی دورنگم، نی دروغم، نی فسادم، نی شریکم
نی شمالی، نی جنوبی، نه ز غربم، نه ز شرقم
نی ز کوی فتنه پیشان، نی پی تشویق فرقم
نی بفکر جنگ لفظم، نی بفکر تهمت و شر
نی زر اندوزم، نه نوکر، نی کلاه فتنه بر سر
خطه ام افغان ستانست، خاک ان از من سراسر
ما همه افغان و افغان سر بر سر با هم برابر
رود و دریایت خروشان، کوهسارت با جلالند
فصل هایت بی نظیر و مردمانت با کمالند
پاک بادا خطه من از کف شر و شرارت
مرده بادا هر که بردست صلح میهن را بغارت
خاک بادا بر دو چشمی کو ندارد تاب دیدن
دست مایان را چو زنجیر، متحد، با هم پریدن
مرگ بر خصمت همیشه، شاد زی بی درد ماتم
دور بادا از وجودت تکه های راکت و بم


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است