| عاصم منیر عروسکی در دست ترامپ است؛ عروسکی که نخهای سیاستش در واشنگتن کشیده میشود، اما هزینه بازیهایش را مردم پاکستان میپردازند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۷:۴۳ ۱۴۰۵/۸/۱۰ | کد خبر: 201196 | منبع: |
پرینت
|
|
نزدیکی کمسابقه عاصم منیر به دونالد ترامپ را نمیتوان صرفاً در چارچوب مناسبات متعارف واشنگتن و اسلامآباد تحلیل کرد. این روابط بهتدریج از سطح همکاریهای سیاسی و امنیتی فراتر رفته و با شبکهای از مناسبات شخصی، خانوادگی و منافع اقتصادی گره خورده است؛ مناسباتی که پرسشهای جدی درباره استقلال تصمیمگیری فرمانده ارتش پاکستان ایجاد میکند.
ورود شرکتهای مرتبط با خانواده ترامپ و استیو ویتکاف به همکاریهای اقتصادی با پاکستان، بهویژه در حوزه رمزارز، پذیرش رمزارز خانوادگی ترامپ به عنوان ابزار تجارت رسمی در پاکستان و سرمایهگذاری منیر در تجارت شخصی فرزندان ترامپ و معادن و صنایع دفاعی، نشاندهنده پیوند روزافزون تجارت و سیاست در روابط دو طرف است. در این میان، موضوع همکاری تجاری خانواده ویتکاف با پسر عاصم منیر و سرمایه گذاری مشترک در یک هتل در نیویورک همه نشان دهنده ی پیوندی فراتر از تعاملات دیپلماتیک میان منیر و ترامپ است. موضوعاتی که میتواند ابعاد تداخل منافع خانوادگی و مناسبات سیاسی ترامپ و منیر بعنوان الیگارشهای نظام سرمایه داری را آشکار سازد.
در چنین بستری، میانجیگری عاصم منیر میان تهران و واشنگتن معنای متفاوتی پیدا میکند. بدبینی فزاینده تهران نسبت به نقش اسلامآباد و تردیدها درباره سرنوشت تفاهم اسلامآباد، این پرسش را پیش کشیده است که آیا پاکستان واقعاً در پی پایاندادن به بحران بوده یا مأموریتش خرید زمان برای واشنگتن و محدودکردن اهرمهای فشار ایران بوده است؟
البته هنوز شواهد قطعی برای اثبات یک عملیات فریب از پیش طراحیشده در دست نیست؛ اما همزمانی نزدیکی شخصی منیر به ترامپ، گسترش روابط اقتصادی با حلقه نزدیکان کاخ سفید و تردیدهای ایجادشده درباره بیطرفی میانجیگری پاکستان، زمینه چنین فرضیهای را تقویت میکند.
مساله اساسی این است که عاصم منیر در این معادله تا چه اندازه نماینده منافع ملی پاکستان و تا چه اندازه تابع اولویتهای واشنگتن است؟ آیا میانجیگری اسلامآباد تلاشی مستقل برای صلح بود یا پوششی دیپلماتیک برای پیشبرد اهداف یکی از طرفهای منازعه؟
خطر بزرگتر برای پاکستان آن است که سیاست خارجی یک کشور، بهجای اتکا بر محاسبات پایدار ملی، به مناسبات شخصی یک فرمانده نظامی با رییسجمهور آمریکا و حلقه اقتصادی نزدیک به او وابسته شود. چنین وابستگیای ممکن است امتیازات کوتاهمدتی به همراه داشته باشد، اما میتواند اعتبار منطقهای پاکستان و اعتماد همسایگانش را فرسوده سازد.
عاصم منیر شاید تصور کند با نزدیکشدن به ترامپ، به بازیگری تعیینکننده در معادلات منطقهای تبدیل شده است؛ اما این خطر وجود دارد که در نهایت نه بهعنوان بازیگری مستقل، بلکه بهمثابه عروسکی در دست ترامپ عمل کند؛ عروسکی که نخهای سیاستش در واشنگتن کشیده میشود، اما هزینه بازیهایش را مردم پاکستان میپردازند.
آصف مبلغ